دستور زبان وانشانی
زبان مردم وانشان که وانشانی، ونیشونی و مردم این روستا اونشونی مینامند (و در آن واژههای اصیل
فارسی کم نیست) ــ جزئی از گویشهای ایران مرکزی و شمال غربی (از گویشهای رایج در منطقه
کاشان-گلپایگان - اصفهان) است و شباهت بسیاری به زبان خوانساری و میمهای دارد.
این زبان گونهای از فارسی میانه است(پهلوی اشکانی). آنچه وانشانیها بدان صحبت میکنند، یک لهجه
یا گویش نیست بلکه مطابق تعریف زبان شناسی یک زبان است، چرا که هم در کلمات، هم در تلفظ و هم
در دستور زبان با فارسی معیار اختلاف بسیار دارد.
دستور زبان وانشانی ( قسمت اول )
با سلام به تمام هم ولایتی های عزیز . بنده محسن مشایخی هستم و افتخار می کنم که وانشانی
هستم من خودم وانشان به دنیا نیومدم و اونجا هم زندگی نکردم اما پدر و مادرم و اصلیتم وانشانی
است و علاقه زیادی به طبیعت فرهنگ و زبان آن دارم به همین خاطر سعی کردم در بخش
فرهنگستان تالار گفتمان وانشان مطالبی آموزنده و جالب قرار دهم امیدوارم خوشتون بیاد .
شاید به جرات بتوان گفت زبان وانشانی یکی از قدیمی ترین زبان های ایرانی و حتی دنیاست شاید
تعجب کنید اما کلماتی که امروزه در زبان وانشانی به کار می رود با وجود اینکه بسیاری از کلمات اصیل
آن فراموش شده ، کلماتی است که در زبان های فارسی 5 الی 6 هزار سال قبل که بکار می رفته است
برای اثبات ادعای خودم جند دلیل می آورم و از کسانی که در زمینه ادبیات کار می کنند تقاضا دارم
بیشتر در این زمینه تحقیق کنند و در صورت درست بودن حرف من مثال های بیشتری نیز بیاورند . شاید
یکی از دلایلی که بتوان ذکر کرد وجود بیش از حد حروف (گ)(ژ)(پ)(چ) در زبان وانشانی باشد و چون این
حروف وجه تمایز بین زبان فارسی اصیل و عربی که جزو اولین زبان های تکامل یافته در تاریخ بشر است
می توان این اداعا را کرد که زبان وانشانی اصیل ترین زبان فارسی است که هنوز باقی مانده چون در هر
زبانی ازاین حروف بیشتر باشدمی توان گفت آن زبان به فارسی اصیل نزدیک تراست مثالی که می توانم
برای این اداعای خود بیاورم این است که اگر دقت کرده باشید صرف فعل های زبان وانشانی از قانون
جالب و دقیقی پیروی می کند که انشا الله در آینده به آن قوانین اشاره می کنیم اما این نکته ای که
می خواهم بگویم این است که در صرف این فعل ها از حرف (ژ) در شناسه سوم شخص مفرد و جمع
استفاده می شود
به مثال زیر توجه فرمایید :
اول شخص مفرد : اِمِگُ ( می خواهم ) ****** اول شخص جمع : اِمونِگُ (می خواهیم )
دوم شخص مفرد : اِدِگُ ( می خواهی ) ****** دوم شخص جمع : اِدونِگُ ( می خواهید )
سوم شخص مفرد : اژِگُ ( می خواهد ) ****** سوم شخص جمع : اِژونگُ ( می خواهند )
همان طور که می بینید در تمام فعل های وانشانی در سوم شخص مفرد و جمع حرف (ژ) استفاده
می شود . که این خود باعث می شود این حرف در بسیاری از جملات زبان وانشانی تکرار شود . و اگر
کسی تحقیق کند مشخص می شود آن حرف های دیگر مشخصه زبان فارسی مثل گ-پ-چ بسیار زیاد
در این زبان تکرار می شود .
دلیل دیگری که می توان گفت زبان وانشانی جزو اصیل ترین زبان های فارسی و شاید بازمانده زبان
بسیار قدیمی فارسی 5 یا 6 هزار سال پیش باشد وجود کلمات بسیار قدیمی بدون هیج گونه تغییر
است به عنوان مثال یکی از آشنایان که در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه مشغول به تحصیل بود روزی
از من پرسید در زبان وانشانی به کلمه ( برگ ) چه می گویند من از او پرسیدم علت این سئوال شما
چیست و او گفت امروز استاد ما در دانشگاه معادل کلمه برگ در زبان فارسی باستان که حدود 6 هزار
سال پیش قدمت داشت را برای ما گفت و من احساس کردم که آن را در زبان وانشانی شنیده ام . من به
او پاسخ دادم که در زبان فارسی به برگ می گویند ( ولگ) و او گفت بله دقیقا همین کلمه را استاد ما
گفت مثال های دیگری نیز مانند این وجود دارد مانند کلمه ( پیشین ) و ( پسین ) که کلماتی بسیار
قدیمی در زبان فارسی است که امروزه در زبان فارسی استفاده نمی شود . می باست تحقیق بیشتری
در این زمینه انجام شود و به نظر من کار زیاد سختی هم نیست می توان لیستی از کلمات زبان
وانشانی تهیه کرد و آنها را با معادل کهن آن در زبان فارسی مقایسه کرد که من مطمئنم بسیاری از آن
کلمات عینا شبیه هم است .
یکی دیگر از ویژگی های جالبی که زبان وانشانی دارد و شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد خلاصه
و کوتاه بودن جملات آن است به طوری که اگر با معادل فارسی آن مقایسه شود بسیار کوتاه تر است به
گونه ای که گاهی اوقات جملات آن به کلمه شبیه می شود . مانند جمله ( کِژِگُ بَشُ) که معال فارسی
آن می شود ( چه کسی می خواهد برود) همان طور که می بینید جمله وانشانی بسیار کوتاه تر از
معادل فارسی آن است . 6 کاراکتر برای نوشتن جمله وانشانی و 20 کاراکتر برای نوشتن جمله فارسی .
ممکن است که مثال های بهتری به ذهن شما برسد پس لطفا در صورت اینکه مثال بهتری به ذهنتان
رسید در همین جا ذکر کنید .
دستور زبان وانشونی
صرف فعل زدن در زبان وانشان
بیم خُوست ، بید خُوست ، بیژخُوست
بیمون خُوست ، بیدون خُوست ، بیژون خُوست
صرف فعل شستن در زبان وانشان
بَم ششت ، بَدششت ، بَژشُشت
بَمون شُشت ، بَدُن شُشت ، بَژون شُشت
صرف فعل خواستن در زبان وانشان
اِمگو ، اِدگو ، اِژگو
اِمونِگو ، اِدونِگو ، اِژونِگو
صرف فعل دانستن در زبان وانشان
زُنون ، زُنِه ، زُنو
زُن مین ، زُن گِه ، زُننّد
صرف فعل آمدن در زبان وانشان
بَمِ ِون ، بَمیه ، بَمَه
بَمیمین، بَمیگِه ، بَمِن ده
صرف فعل رفتن در زبان وانشان
ِبشتون ، بشته ، َبشه
ِبشتِمین ، ِبشتِگِه ، ِبشتِند
----------------------------------------------------
لغت نامه وانشانی با معنی فارسی
450 کلمه زبان وانشانی، با معنی فارسی
50 کلمه زبان وانشان ، با معنی فارسی و تصویر
کلمات کلیدی:
بیو گرافی حاج شیخ قدرت الله مشایخی (اعلی الله المقامه)
محل تولد : گلپایگان (وانشان)
تابعیت : ایران
تاریخ تولد : 01/01/1319
زندگینامه علمی :
حاج شیخ قدرت الله مشایخی در سال 1342 بعد از تحصیلات ابتدایی وارد مدرسه علمیه خوانسار شدند و
کتاب جامع المقدمات را نزد مرحوم آیت الله حاج آقا حسن علوی فرا گرفتند و در سال 1344 وارد حوزه
علمیه اراک و سیوطی و حاشیه را نزد آقای رفیعی در مدرسه آقا ضیاء الدین گذرانده و در سال 1345 وارد
حوزه علمیه قم و کتاب مغنی را نزد حاج سید حسن درچه ای و آقای فشارکی و معالم الاصول را نزد آقای
اشکوری و مطول را نزد آقای دوزدوزانی و شرح لمعه را نزد آقای ستوده و سید ابوالفضل موسوی و قوانین
را نزد آقای اعتمادی مکاسب را نزد آیت الله سلطانی و آیت الله فاضل لنکرانی و رسائل را نزد آیت الله
سبحانی گذرانده و کفایه را نیز نزد آیت الله سلطانی و آیت الله مشکینی . سپس درس خارج حوزه را مدتی
در خدمت مرحوم آیت الله داماد و آیت الله حاج آقا مرتضی حائری گذرانده و مدتی نیز درس اصول آیت الله
حاج شیخ هاشم آملی و آیت الله حاج میرزا جواد تبریزی و خارج فقه را سال های متمادی نزد حضرت آیت
الله العظمی گلپایگانی فرا گرفتند .
کلمات کلیدی:
آیه الله شیخ محمدصادق علامه فرزند حاج حسین، در سال 1291 هـ . ق برابر با 1248 هـ . ش در روستای
وانشان دیده به جهان گشود. ایشان در ایام کودکی به چشم درد سختی مبتلا گرد ید به گونه ای که
د ید گانش در معرض نابینا ئی قرار گرفت ، به همین خاطر مرحوم پدرش نذر کرد
« چنانچه فرزندش شفا یابد او را در راه خدا بدهد »
پس از مد تی معظم له شفا یافته و بینایی خود را باز می یابد به همین خاطر مرحوم حاج حسین پس از
مدتی تفکر به این نتیجه می رسد که بهترین را ه خدا این است که فرزندش را برای تحصیل علوم دینی به
حوزه ی علمیه بسپارد و سرانجام محمدصادق را در حالی که ده ساله بود به حوزه ی علمیه اصفهان برده
و به کسب معارف الهی وادار نمود .
کلمات کلیدی:
ارسالی توسط آقای معین مشایخی
مختصری از زندگینامه عالم ربانی
((مرحوم حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ محمد کاظم مشایخی))
مرحوم حجه الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ محمد کاظم مشایخی فرزند مرحوم حجه
الاسلام آشیخ عباسعلی مشایخی در سال1278 هجری شمسی درروستای وانشان از توابع
شهرستان گلپایگان درخانواده ای روحانی چشم به جهان گشود. دوران طفولیت خود را در روستای
وانشان وبا فراگیری علوم قرآنی نزد آقا سید عباس که مردی متقی و زاهد بود شروع نمود و سپس
تحصیلات حوزه ی خود را ابتدا درحوزه ی علمیه گلپایگان وگوگد باتحمل سختی ها ومشقات فراوان
ازجمله طی نمودن مسافت بیش از ده کیلومتری بین گلپایگان و وانشان به طور پیاده در محضر اساتیدی
چون آقا سیدمحمدعلی وحاج شیخ فقیهی تلمذ نمود وپس ازگذراندن دروس مقدماتی جهت تکمیل
تحصیلات به شهرستان اصفهان عزیمت ودرحوزه ی علمیه ((جده بزرگ))واقع در بازاراصفهان مدت 5 سال
ازمحضر اساتید بزرگ آن حوزه کسب فیض نمودند
ادامه مطالب را می توانید در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا مشاهده نمائید
کلمات کلیدی:
با تشکر از سرکار خانم پریسا نیکنامی و مسئولین محترم سایت آخاله ، که تصاویر
زیبای ارگ وانشان را در سایت وزین خود به نمایش گذاشتند
ارگ جدید وانشان
ارگ قدیم وانشان
کلمات کلیدی:
با تشکر از مسئولین محترم سایت آخاله ، که در خصوص روستای زیبای وانشان
در سایت وزین خود مطالب زیر را مرقوم فرمودند.
روستائی کوچک در دل کویر مرکزی ایران به نام ( ابیانه ) از این روستای افسانه ای دو بار دیدن کرده ام این روستا چندان تفاوتی با روستاهای دیگر ندارد اما با تلاش مردمش نسبت به معرفی فرهنگشان به دیگران ، آن را به یک افسانه تبدیل و به یک مرکز گردشگری بزرگ در آورده اند ، در ایام تعطیلات ازدحام گردشگران به قدری است که تردد با پای پیاده نیز در آن به سختی صورت می گیرد و برای اهالی نیز مشکل آفرین شده است . لهجه و نوع پوشش و معماری قدیمی و مکانهای تاریخی این روستا ست که این همه مشتاق دیدار دارد .
جاذبه های این روستای زیبا در شهر ما نیز وجود دارد .
روستای وانشان در چند کیلومتری گلپایگان نمادی از این فرهنگ است که شباهتهای زیادی با ابیانه دارد ، کوچه های تنگ وپیچ در پیچ ، قلعه تاریخی ، بقعه متبرکه امامزاده ابوالفتوح ، گویش محلی ، و نوع پوشیدن لباس بعضی از اهالی این روستا را می توان با ابیانه مقایسه کرد که البته ویژه گی های خاصی در وانشان وجود دارد . علاوه بر این تشابهات ، مهمترین برتری وانشان بر آن روستا ، دسترسی آسان گردشگران است . چرا که ابیانه در یک کوره راه بن بست قرار دارد اما وانشان درمسیر یک جاده پر رفت و آمد که منطقه مرکزی ایران را به جنوب و جنوب غرب متصل میکند واقع شده است . آب و هوای لطیف و کوهستانی و قرار گرفتن بین دو شهر زیبای گلپایگان و خوانسار از امتیازات بالفعل وانشان است
اینجا ابیانه
اخیرا حرکتی مثبت و با همت ساکنین و مسئولین بنیاد مسکن استان و شهرستان در اجرای طرح های عمرانی با سبک معماری سنتی و البته در حال حاضر سنگ فرش نمودن معابر و مکانهای دیدنی این روستا آغاز شده است . آنچه فعلا به چشم نمی آید کاستی هایی است که پس از پایان اجرای طرح آه از نهاد مجریان بلند خواهد شد . عدم مدیریت در اجرا به خوبی مشهود است که قبل از اجرای آن به آسانی امکان رفع آن وجود دارد در تصاویری که از طرح برداشتم به خوبی این ناهمگونی ها مشهود است .
اینجا وانشان
وجود تیرهای شبکه برق و مخابرات در معابر یکی از زشتی های این روستاست که به آسانی امکان زمینی کردن آن قبل از اجرا امکانپذیر است . مخفی کردن نهر آب زیبای وسط روستا که از داخل امامزاده عبور میکند بی سلیقه گی ناظر و طراح این پروژه را نمایان میکند . چرا که امکان ایجاد آب نمای زیبا از این نهر کوچک ، منظره ای دلپذیر مفرح به مرکزیت روستا خواهد داد . ایجاد دیواره سنگی با ارتفاع کم در کناره های دیوارهای گلی و چینه ای از جاری شدن گل و لای در فصل بارندگی بر روی سنگ فرشها جلوگیری خواهد کرد . اندود کردن دیوارها با کاه و خاک زرد رنگی که در منطقه وجود دارد قبل از اجرای طرح یکنواختی خاصی را به دنبال خواهد آورد . وجود معماری جدید در میدان مرکزی روستا با شبکه های آهنی زشتی آنرا چند برابر کرده است .
اینجا وانشان
این معماری را میتوانست با زدن تاقهای هلالی و با دربهای شیشه ای هم ارزانتر و هم با استحکام بیشتر ایجاد نمود که متاسفانه نظارتی بر آن صورت نگرفته که البته امکان ایجاد این تاقها در جلوی دربهای آهنی امکانپذیر است امیدواریم روستاییان عزیز وانشانی تا دیر نشده نسبت به رفع آنها بکوشند . و ایرادات فاحش را به مجریان بصورت کتبی گوشزد نمایند چرا که در غیر اینصورت توقعی برای رسیدن به یک روستای گردشگری دور از انتظار خواهد بود . سایت آخاله افتخار اطلاع رسانی و معرفی این روستا را برای خود محفوظ میدارد
اینجا وانشان
منبع سایت آخاله
کلمات کلیدی:
متقاضیان محترم صدور پروانه ی ساختمانی در روستاها می توانند نمودار گردش کار صدور پروانه
ساختمان در روستای وانشان (بر اساس ابلاغیه شماره 84373/1/3/س مورخ 2/7/1387) را
با کلیک روی تصویر زیر، مشاهده فرمایید.
1 . وانشانی عزیز برای اخذ پروانه ساختمان در محدوده روستا با دهیار در تماس باشید تا ساخت و
ساز شما در چارچوی قوانین ومقررات مربوط انجام پذیرد.
2. هرگونه ساخت و ساز حتی کوچک ترین تغییر در بناهای موجود در روستاها هم نیاز به اخذ مجوز از
دهیاری دارد.
3. هر گونه تخلف و ساخت و ساز بدون مجوز در محدوده روستا یا خارج از محدوده روستا به کمیسیون
ماده 99 ارجاع و منجر به جریمه یا تخریب بنای غیر مجاز می شود .
4. ضمن همراهی و همکاری با دهیار، اجازه ندهید ساخت و ساز های غیر مجاز در محیط روستاها،
آرامش شما را برهم زده و محیط زیست زیبایتان را تخریب کند .
5. قبل از خرید یا انجام معامله ملکی در محدوده روستاه با دهیاری در تماس باشید تا نسبت به
صحت و درستی مدارک و مستندات آن اطمینان حاصل کنید.
6. هم ولایتی : با حمایت از دهیار در حفاظت از محیط زیست ، مراقب در بهداشت محیط، ساماندهی
زباله ها و پسماندها ، دفع بهداشتی فاضلاب ونگهداری باغها وفضای سبز روستا، محیطی سالم را
برای زندگی خود و فرزندانتان فراهم کنید .
7. در صورت مشاهده هرگونه ساخت وساز و تغییرات ساختمانی در روستا و پیرامون آن ، دهیاری یا
را در جریان امر قرار دهید تا مطابق مقررات از محیط زندگی شما پاسداری شود .
8. وانشونی عزیز ! بهداشت و زندگی سالم حق طبیعی شماست از دهیار خود بخواهید با مدیریت و
نظارت بر بهداشت اماکن عمومی نظیر مساجد، معابر و خیابانها، مراکز خرید و فروش اغذیه،قصابی
نانوایی ها و فروشگاه ها، محیط زندگی شما از سلامت وبهبود برخوردار شود .
کلمات کلیدی:
تِل حلوای روز چهاردهم ماه شعبان (شی نیمهَ ) در وانشان
از قدیم و الأیّا م در وانشان رسم بر این بوده که بعد از ظهر روز چهاردهم ماه شعبان،بانوان
وانشانی برای شادی ارواح گذشتگان خود تِل حلوا خیر می کردند. روش کار اینگونه بود که،
سر اذان، نماز ظهر و عصرخود را می خواندند آنگاه با وضو درحالی زبانشان به صلوات و قرائت
حمدوسوره مشغول بود،مقداری آرد رابو می دادند(برشته می کردند) سپس مقداری شکر
و زعفران را توی آب می جوشاند و مقداری روغن حیوانی ناب هم مخلوط آن می کردند و
می ریختند توی آرد برشته شده و با ذکر صلوات بر محمد وآل محمد و دعا برای تعجیل فرج
امام زمان ، آنرا مخلوط کرده و روی آتش می پختند پس از آن که « تل حلوا» آ ماده می شد
مقداری ازآن رابرای مصرف خود نگه می داشتند و بقیه رابه همسایه ها ومؤمنین(مخصوصا
فقراء )هدیه می کردنددراین خیراتی که برای شادی روح اموات خودانجام می دادندبیشترین
سهم رابه کسانی که قادربه تلاوت قرآن مجید بودنداختصاص می دادند وآنهاهم مقید بودند
برای اموات اهداءکننده حلوا، یک سوره ی «یس » بخوانند وکسانی که قادر به تلاوت قرآن
نبودند ضمن تشکر و خدابیامرزی ، برای شادی روح اموات هدیه کننده حلوا ، حمد وسوره
می خواند وثوابش را هدیه می کردند .
البته بعضی ها هم معتقدبودند که اگربتوانند مقداری از این تل حلوا را تاماه رمضان نگه دارند
وروزه ی ماه رمضان را با این حلوا افطارکنند ثواب بیشتری برده وروزه ی آنها مورد قبول واقع
می شود .
وقتی خانم ها ودختران وانشانی ازمراسم تهیه وتوزیع « تل حلوا » فارغ می شدند چادر خود
را سر می کردند و به زیارت اهل قبور می رفتند عده ای از خانمها حلواهای خود را داخل نان
پیچیده و بصورت قاضی های کوچک میان زائرین اهل قبور ، خیرات می کردند و دریافت کنند
حلوا هم برای اموات اوطلب مغفرت می کرد وحمدوسوره می خواند پس از آن که از زیارت اهل
قبور فارغ می شدندبه امامزاده می آمدندوپس از زیارت شاهزاده ابوالفتوح ،نماز مغرب وعشاء
شب نیمه ی شعبان را در مسجد امام زاده می خواند و به منزل بر می گشتند وازاینکه موفق
شده اند اموات خود را شاد کنند خوشحال و مسرور بودند .
امید است بانوان متدین وانشان در حفظ فرهنگ غنی و والای خود موفق باشند.
وانشانی عزیز
لطفاً در باره شب نشینی ها،مراسم شب چله ، بادام شکنی شبانه، مراسم
دید وبازدید اعیاد، مراسم ازدواج وغیره.... مرسوم در وانشان، مطالب
ارسال نمائید تا در وبلاگ با نام شما منعکس شود.
از وانشانی های عزیز تقاضا دارم در خصوص مطالب اظهار نظر نمائید.
با تشکر از حاج آقا مشایخی و والده محترمشان(از قم ) که مطالب بالا را ارسال نمودند:
کلمات کلیدی:
نَنَهُ عَزیزو ، و زِبون نَنَهَ پاره ای اِز وجود نَنَهُ
یکی اِز مُتِفَکرا چهِ قِشنگ بژواتو :
« مُنکرگنن زبونِ نَنُهَ کِمتَر اِز منکر گنن خود نَنَه نِو .»
دَرد دِل برایه اَصل و نَسَب و زبون وانشونیو، زبونی کِه اِز اُن وَقتی که به دُنیا اِچهِ مین تا وَقتی که اِز این
دُنیا اِچمین ، مین گوشِمون زمزهَ اِدگِنو.
اینکه زبون کشورمون فارسیو و وچَمون خِبو فارسی بَنگارو خِبو، ولی برای چیشی از اِول که به دُنیا بمو،
خبو این زبونا یاد گیرو. برای چیشی خِب نِو اولژ به زبون آباو اجدادیژو بَنگارو.
خیلی اِز وانشونیا هِندهِ که آقا و نَنَژون ، وانشونیند ولی قوُژون نِوُ به زبون وانشوی بَنگارند. این برای آما وَد
ننو که وچامون قوَژون ننو به زبون نَنَژون بَنگارن؟
زبون آباو اجدادیمون ، یادگارییو از نَنی تِکون دادن و قصه واتن نیمه شی نَنَمونو و یاد وچِگیامون، یاد رُوائی
که اِز دست بشتو ، رُوای یاد وانَشتنی خِندِیه پُرمهر نَنَه.
غِرِیبیه اصل و نَسبِ و زبون وانشونی درشَرستون مُصَرخیلی درد آورو تا یاقایی که بعضی یا از اصل و
نسب مون و اِنگاشتن به زبونمون خِجلَت زدَدَ گِنِنده،ولی اینا خبو زونبند که زبون وانشونی یه َ قسمتی
از اصل ونسب مونو .
بدبختی، زبون و اصل ونسب وانشونی را دارُ کم کم از یادمون اچو و امرو در شرستونای مُصَر کمترکسای
پیدا ادگنو که به وچَژون زیون وانشونی یاد دِند. و کاسای هندهِ که عار ژونِگنو باژن که آما کاچهَ به دنیا
بمیمین!!!
آخرژ ادگنو باژه که:
آم وانشونی اِگه به یاقایی ِبرسای
یادِت وانَشو
اِز کاچهَ شُروت کَر تو .
<< ترجمه فارسی >>
مادر عزیز است و زبان مادری پاره ای از بودن مادر است.
یکی از متفکران چه زیبا گفته است:
« منکر شدن زبان مادری کمتر از منکر شدن خود مادر نیست. »
این مطلب نه گِلگی است نه انتقاد و نه چیزی دیگر ، فقط درد و دل است.
درد و دل درباره هویت و زبان وانشونی، زبانی که از وقتی به دنیا می آییم تا لحظه ای که این دنیا را به
درود می گوییم، در گوشمان زمزمه می شود.
اینکه زبان رسمی کشور فارسی است و کودک مان بتواند به فارسی صحبت کند قبول ، ولی چرا از
همان بدو تولد باید این زبان را یاد بگیرد. چرا نباید ابتدا به زبان اجداد خودش صحبت کند، بسیار هم
ولایتی هستند که با اینکه پدر و مادرشان وانشانی هستند ولی نمی توانند به زبان وانشونی صحبت
کنند. آیا این برای ما ناگوار نیست که فرزندانمان نتوانند به زبان مادریمان صحبت کنند؟
زبان مادری گذشتگانمان ، یادگار لالایی و گهواره جنبانی و قصه گویی های نیمه شب مادر است.
یادآور کودکی، یادآور روزهای رفته، روزهای فراموش ناشدنی لبخند پر مهر مادر.
غربت هویت و زبان وانشونی در شهرهای بزرگ رنجی روح آزار است تا آنجا که از هویت وانشانی بودن
تکلم با آن زبان خجالت بکشیم ولی این راباید بدانیم که زبان وانشانی بخشی از هویت ماست.
متاسفانه زبان و هویت وانشونی را کم کم، داریم فراموش می کنیم و امروزه کمتر کسی در شهرهای
بزرگ پیدا میشود که به کودک خود زبان وانشونی یاد بدهد و همچنین کسر شآن خود می داند که
بگوید زادگاهم کجاست !!!!
در پایان می توان گفت:
عمو وانشانی اگر به جایی رسیده ای
یادت نره که
از کجا شروع کردی (از وانشان)
لطفاًچنانچه اشتباهی درمتن وانشونی مشاهده نمودید صحیح آنرا دربخش نظرات ارسال نمائید
کلمات کلیدی:
بنام خدا
با کمک دوستان، اولین وبلاگ وانشان (با عنوان روستای باصفای وانشان) به همراه چند
وبلاگ تصاویر، در سال 87 راه اندازی گردید که این خود مشوقی برای هم ولایتی های با
ذوقی شد که 8 وبلاگ دیگر در خصوص معرفی این روستای باصفا، راه اندازی شود.
انشاا.. که با همت همه دوستان، تمام این وبلاگ ها تبدیل به یک سایت قوی و پر محتوا برای
وانشان، گردد.
کلمات کلیدی: